آیا تخصص راه موفقیت در معماری است؟

“پس، شما در چه چیزی تخصص دارید؟” این یکی از اولین چیزهایی است که وقتی به مردم می گویم چه کار می کنم از من می پرسند. این یک شروع کننده مکالمه بی گناه است، اما مفهوم آن این است که، مانند پزشکان و وکلا، معماران به جای اینکه پزشکان عمومی باشند که از بخشی به بخش دیگر تغییر می کنند، در بخش های خاصی تخصص دارند. با تغییراتی که در مقررات ساختمانی ایجاد شده، بلاتکلیفی بازار و کاهش هزینه ها، آیا زمان آن رسیده است که بحث را به سمت تخصص معماری رسمی باز کنیم؟

اخیراً با یک معمار مشهور مسکونی صحبت کردم که جوایز بی شماری را از آن خود کرده و مورد غبطه بسیاری قرار گرفته است. با این حال، آنها آرزوی جدا شدن از بخش مسکونی و ورود به ساختمان های عمومی را دارند. سابقه مسکونی آنها همچنان در حال رشد است و متقاعد کردن مؤسسات دولتی مبنی بر داشتن مهارت برای انجام یک نوع شغل متفاوت را دشوارتر می کند.

اعتبارنامه رسمی برای معماران حفاظت وجود دارد و تخصص فوق العاده ای در هزینه ها دارد.

آموزش تخصصی معماری و اعتباربخشی در بخش‌های خاص می‌تواند به افراد یا فعالیت‌ها کمک کند تا دانش خود را در بخش‌های مختلف گسترش دهند و همچنین به مشتریان نشان دهند که شایستگی مرتبط دارند. تجربه همیشه پادشاه خواهد بود، اما ورود به بخش‌ها بدون آن می‌تواند از طریق آموزش رسمی آسان‌تر شود.

چنین اعتبار رسمی از قبل برای معماران حفاظت وجود دارد. بسیاری از مناقصه ها به نظر شخصی با این عنوان نیاز دارند و این تخصص دارای حق بیمه ای در هزینه ها است. مراکز خصوصی باهوش، از طریق تجربه و پروژه‌های انتخابی، از مسکن اجتماعی گرفته تا متخصص آب، موقعیت‌های خاص خود را ایجاد کرده‌اند. نقش طراح اصلی جدید قانون ایمنی ساختمان ممکن است به هر حال ما را مجبور به تخصص کند، و مستلزم داشتن اطمینان از صلاحیت ما برای پروژه خاص است.

رویکرد مشابهی توسط وکلا اتخاذ شده است. انجمن حقوقی به منظور کمک به مشتریان در انتخاب روش مناسب و همچنین حفظ استانداردهای بالا در حرفه خود، اعتبار تخصصی به فعالیت‌ها می‌دهد. با تغییراتی که در سیستم‌های آموزشی دانشجویی و حرفه‌ای ما رخ می‌دهد، کسانی از ما در معماری باید در مورد اینکه آیا موسسات حرفه‌ای ما باید تخصص‌ها را در این چارچوب جدید لحاظ کنند، بحث کنیم.

یک استدلال علیه تخصص ها این است که سایر مشاغل تخصصی مانند پزشکی همیشه با تقاضا پشتیبانی می شوند. در معماری، تخصص ممکن است بیشتر یک محدودیت باشد و شما را کمتر زیرک کند. فعالیت خصوصی مملو از ریسک است و با استقرار کسب و کار خود در حول یک جایگاه، ممکن است این ریسک را بیشتر کنید. اگر بازار مخازن بخش شماست، پس شما هم همینطور.

بحث دیگر این است که مسکونی خصوصی جایی است که اکثر درآمدهای معماری از آن تامین می شود. اکثر معمارانی که من می شناسم و در این بخش کار می کنند، دوست دارند در پروژه های عمومی مشارکت داشته باشند، اما اگر همه سعی کنند در محبوب ترین خطوط دوباره آموزش ببینند، نقطه اشباع وجود خواهد داشت. با توجه به اینکه معماران در حال حاضر چندین سال آموزش دیده اند، دورنمای آموزش بیشتر ممکن است چندان جذاب نباشد، به خصوص اگر در صورت آسیب اقتصادی به بخش شما مجبور به آموزش مجدد شوید. استفاده از CPD های خاص در چارچوب فعلی ARB/RIBA – همانطور که اخیراً در AJ توسط کریس ویلیامسون پیشنهاد شده است – ممکن است راهی برای کاهش این مشکل باشد، اما فرد همچنان باید زمان و تلاش خود را فدا کند.

معماران به دلیل افزایش پیچیدگی ساخت و ساز، بسیاری از محدوده تاریخی ما را از دست داده اند. مهندسی سازه و عمران، نقشه برداری کمیت، مدیریت پروژه و مشاوره برنامه ریزی همگی به دست مشاوران متخصصی رفته اند که تخصص خاص آنها به این معنی است که آنها معمولاً هزینه های بیشتری را دریافت می کنند.

ما اغلب با مشاغل دیگر، به ویژه وکلا و پزشکان مقایسه می‌شویم. آن متخصصان می توانند تخصص خود را انتخاب کرده و در آن آموزش رسمی دریافت کنند. آیا زمان آن نرسیده که همین رویکرد را در پیش بگیریم؟

توکو اندروز یکی از همکاران معماران کانر اولت مستقر در تونبریج ولز و مدرس دانشیار در دانشگاه هنرهای خلاق است.

منبع