ما در آستانه شکستن حد 1.5 درجه سانتی گراد هستیم، اما آیا می توانیم از این منبع دست نخورده انرژی دریافت کنیم؟

داستان اخیر بی بی سی در مورد استخری در اکستر که از یک مرکز داده به عنوان منبع گرمایش استفاده می کرد توجه من را به خود جلب کرد. این داستان مرا به یاد سفری با قطار می‌اندازد که با داور مدال منسر، جو جک ویلیامز، به اشتراک گذاشتم، که در آن او استفاده از مراکز داده را به‌عنوان منابع گرما در دارایی‌های میراث توصیف کرد. استفاده از گرمای هدر رفته من را مجذوب خود کرد، اما کاربرد گسترده‌تر آن تنها در حین خواندن این مقاله بی‌بی‌سی مرا تحت تأثیر قرار داد. آیا مراکز داده می توانند به عنوان منابع گرما برای خانه ها، مدارس و حتی کل توسعه ها استفاده شوند؟

این مفهوم خالی از چالش نیست. اگرچه مراکز داده به طور مداوم گرما تولید می کنند، اما کیفیت آن چندان بالا نیست و حتی با بهترین شکل تبادل گرما، شما برای خروج 30 درجه از سیستم دچار مشکل خواهید شد. اما ما به عنوان یک صنعت باید تلاش کنیم، باید بپرسیم “اگر چه؟” و باید برای نوآوری سریع تلاش کند. بر خلاف ضرب المثل “رژیم غذایی از فردا شروع می شود”، به نظر می رسد که ممکن است فرداهایمان تمام شده باشد.

استفاده از گرمای اضافی به هیچ وجه ایده جدیدی نیست. املاک چرچیل گاردنز، که ساخت آن در سال 1946 آغاز شد، از گرمای اضافی نیروگاه Battersea استفاده کرد. با این حال، تحقیقات من در مورد این موضوع یک واقعیت شگفت‌انگیز را در مورد تأثیر مراکز داده بر محیط ما نشان داد: وقتی صحبت از CO به میان می‌آید، آنها غول‌های خفته هستند.2 انتشارات

مقاله ای در اقتصاددان سال گذشته با عنوان “با 1.5 درجه سانتیگراد خداحافظی کنید” برای خواندن افسرده ساخته شده است. این ادعا می کرد که ما قبلاً یکی از نبردهای مهم در جنگ آب و هوا را باخته ایم. این مقاله پیشنهاد کرد که ما شانس کمی برای محدود کردن افزایش دمای جهان پس از صنعتی شدن به 1.5 درجه سانتیگراد داریم. تنها راهی که می توانستم این خبر را پردازش کنم نادیده گرفتن آن بود. من خودم را متقاعد کردم که هنوز در هدف هستیم و این پیام مفید بود زیرا همه ما را به تمرکز روی هدف 1.5 درجه سانتیگراد ترغیب می کرد.

امروزه مراکز داده 2 درصد از ردپای کربن جهان را تشکیل می دهند، مشابه صنعت هوانوردی و تنها 1.6 درصد کمتر از صنعت پتروشیمی. این به اندازه کافی نگران کننده است، اما پیش بینی هایی وجود دارد که تا سال 2030 مراکز داده مسئول انتشار کربن بیشتر از مجموع هر دو صنعت خواهند بود.

اما راه حلی می تواند وجود داشته باشد. حدود 70 درصد از انرژی مراکز داده برای خنک‌سازی استفاده می‌شود و این میزان به 80 درصد افزایش می‌یابد زیرا ماشین‌های مورد استفاده برای هوش مصنوعی و بلاک چین در دماهای پایین‌تر کارآمدتر عمل می‌کنند. مراکز داده معمولاً در مقیاس بزرگ طراحی می‌شوند، اما اگر کوچک‌تر می‌شوند و عرضه و تقاضای این گرما به طور مؤثر متعادل می‌شد، شاید بتوان از آنها برای گرم کردن ساختمان‌های جداگانه استفاده کرد.

متأسفانه، گزارش آب و هوای سازمان ملل که در ماه مارس منتشر شد، این موضوع را تأیید کرد اقتصاددان نتیجه گیری و این هفته، دانشمندان گفته اند که آستانه 1.5 درجه سانتیگراد احتمالا در چند سال آینده شکسته خواهد شد.

یک راه حل واضح می تواند استدلال برای محدود کردن رشد صنعت مرکز داده باشد، اما من معتقدم که برای این کار خیلی دیر شده است. از بسیاری جهات، قبلاً اتفاق افتاده است. اتکای ما به پرداخت‌های آنلاین، هوش مصنوعی، فضای ذخیره‌سازی ابری و غیره در حال حاضر در بافت جامعه ما یکپارچه شده است و برای بازگشت خیلی دیر است.

طراحی مراکز داده کوچکتر امکان ادغام آنها را با توسعه های بزرگ فراهم می کند. یک مرکز داده کوچک را تصور کنید که در هر طرح توسعه قرار دارد و از انرژی اضافی برای گرم کردن فضا و آب استفاده می کند. این صرفه جویی قابل توجهی در کربن برای همه افراد درگیر نشان می دهد.

حتی برای خوشبین ابدی مانند من، این نگران کننده و ناامید کننده است. پس از COP26، وقتی با خودروی الکتریکی خود به لندن برمی‌گشتم، احساس امیدواری و اطمینان می‌کردم که جهان آنچه را که برای نجات سیاره لازم است انجام خواهد داد. من نمی دانستم، همانطور که پیروزمندانه EV خود را به یک سوپرشارژر در خدمات راگبی وصل کردم، دیگر برای نجات هدف 1.5 درجه خیلی دیر شده بود.

Kunle Barker یک کارشناس املاک، روزنامه نگار و گوینده است



منبع من ستون های زیادی در مورد نقش حیاتی بخش محیط زیست ساخته شده در جلوگیری از یک فاجعه آب و هوایی نوشته ام. تا حد زیادی، به عنوان یک صنعت، هدف ما روشن است: ما زیر سوال می‌بریم، کمپین می‌کنیم، و همدیگر را تحت فشار قرار می‌دهیم تا بهتر عمل کنیم. با این حال، ممکن است چیزی شوم در زیر سطح غرور ما پنهان شود.

وقتی این غول خفته از خواب بیدار شود، صنعت ما مقصر خواهد بود زیرا ساختارهایی را طراحی و ساخته ایم که این غول های کربنی در آن زندگی می کنند.